-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 20:07
*خدایا آنکه در تنهاترین تنهایی تنهای تنهایم گذاشت تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نزار . *به سراغ من اگر می آیی نرم و آهسته قدم بردار که مبادا ترک بردارد چینی نا...
مطالب زیبا
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:39
گرگ هر شب به شکار میرفت و بی انکه چیزی شکار کند بر میگشت شبی گرگ را ناراحت دیدند با لاشه یک اهو در دهان به گله امد گرگ های گله شاد از این شکار او پرسیدند چرا ناراحتی؟ گفت:شبی در سیاهی بیابان چشمانش را دیدم, دلم را ربود!!! هر شب به خواست پایم که نه به تمنای دلم می رفتم تا تماشایش کنم...امشب محو او بو...
پند اموز
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:39
از پیرمردی پرسیدند:چرا ناراحتی؟ گفت:جاسیگاریم شکسته! گفتند:مگر چقدر قیمت داشت؟ گفت:به قیمتش نیست تمام جوانیم را در ان سوزاندم
درهم برهم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:39
*یه قلم لطفا میخوام خودمو خط خطی کنم!!! *دلم همانند اتوبوس های شهر شده غصه ها سوار می شوند فشرده روی هم و من راننده ام فریاد می زنم سوار نشوید جا نیست...*ابر بارنده به دریا می گفت:من نبارم تو کجا دریایی ؟در دلش خنده کنان دریا گفت:ای ابر بارنده تو خود از مایی. *رویاهایم را امشب میگذارم دم در...بیچاره...
مطلب رمانتیک
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 20:11
به گل افتابگردون گفتند:چرا شب ها سرتو پایین میندازی؟ گفت:ستاره چشمک میزنه , دوست ندارم به خورشید خیانت کنم..... + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:30 توسط فائزه |